از 11 میلیون بیمار روانی،23% در شرف یا دیابتی،25% بیمار یا مشکلات قلبی ،چند میلیون معتاد و سرطانی و…تا فرستادن لاک پشت ،موشک به فضا
برگ نخست یکی از روزنامه های امروز پیش روی من است و اززبان یکی از نماینده های مجلس نوشته اند :آمار نشان می دهد 11میلیون بیمار روانی در کشور وجود دارد و در گوشه دیگر همین روزنامه از آمار معتادین کراکی می نویسد و شمار بالای بیماران جسمی را هم شما بهتر از من می دانید و کشته های تصادفات و…
چندی روز پیش هم وزیر بهداشت چنین گفت:
حدود 11 درصد از جمعيت كشور به ديابت مبتلا هستند. همچنين حدود 12 تا 13 درصد از ايرانيان به اختلالات قند خون مبتلا بوده و در شرف ابتلا به ديابت قرار دارند. پيش بيني ميشود تا ده سال آينده شيوع بيماريهاي ديابت و قلبي – عروقي دو برابر و شيوع سرطان سه برابر شود. ..
“از بين رفتن حدود 300 هزار سال عمر مفيد ايرانيها به دليل ديابت و احتمال افزايش دو برابري ديابت و سه برابري سرطان تا 10 سال آينده “
و همه روزنامه های امروز از پرتاب ماهواره ایرانی کاوشگر 3 و بردن موش و لاک پشت و کرم به فضا نوشتند
اما نمی دانم چرا این خبر که می بایست خوشحالی و شادمانی و غرور را به جامعه گسیل کند چنین نکرد و…
با خود می گویم ما در کجاییم و چگونه زیستی داریم ؟چرا گوناگونی ناهنجاری و بزه و زشنی و پلشتی این اندازه بالاست و نه گوناگونی زیبایی و شادیها و بهبودی
از یک سو بالاترین میزان نابسامانی و فقر و از سوی دیگر کارهایی خارق العاده (!) که منو بیاد ساخت موشکهای بالستیک کره شمالی که مردمش در فقر مطلق اند می اندازد
و چه سزاست که به فکر کم کردن و سامان دادن به این آمارها باشیم. این چند ده میلیون مردمی که در آرامش نیستند هوای پاک و غذای سالم و جامعه سرزنده به کارشان بیشتر آید تا موشک و ماهواره و…
Add comment فوریه 4, 2010
دو برابر،سه برابر،چهار برابر…؟نه. پنجاه برابر!!
میزان آلاینده سمی و سرطان زای آزبست در هوای تهران 50 برابر کشورهای اروپایی و امریکا است.این هشدار آقای دکتر رشیدی_ مدیر عامل کنترل کیفیت هوای تهران-در بیشتر روزنامه های امروز تهران دیده میشود.اما چه فایده،هنگامی که آمارهایی چنین دهشتناک و دیگر آمارهای تکان دهنده در اندازه 7-8 ریشتر و واژه هایی مانند بحران،نابودی و حتا مردن ، واکنش کسانی را که باید برانگیزاند و کاری بکنند،برنمی انگیزاند و دلسوزی خاله خرسه گون و سخنرانی زیبا ، جای برنامه ریزی کارساز را گرفته،ما چه بگوییم…
در اینجا بخشی از آنچه در سایت خبرآنلاین آمده را می آورم
3-ایران، بزرگترین وارد کننده آزبست خاورمیانه
دکتر اسماعیل کهرم در حالی که ایران را بزرگترین وارد کننده آزبست در خاورمیانه می داند به خبر آنلاین می گوید:” این موضوع نگران کننده است، اما تا ابد که نمی توانیم به بهانه نبود جایگزین از فرآورده های آزبست استفاده کنیم. امروز کشورهای آلوده به آزبست در دنیا بسیار کم و بیشتر کشورها نیز این ماده را حذف کرده اند، زیرا همه به خوبی می دانند که آزبست یک ماده سرطان زا و بسیار مضر است.”
2-بیماری های خطرناک ناشی از تنفس آزبست
دکتر علی حسینی، فوق تخصص ریه، که تحقیقات جامعی درباره موارد استفاده و ضررهای آزبست انجام داده است، می گوید:” در بعضی مراجع علمی، آزبست بعد از سرب و جیوه به عنوان خطرناک ترین ماده برای محیط زیست و سلامت انسان محسوب شده است. آزبستوس، سرطان ریه و مزوتلیوم از جمله بیماری های خطرناکی است که در نتیجه تأثیرات آزبست در انسان بروز می کند.”
او می افزاید:” آزبستوس نوعی بیماری ریوی است که در نتیجه تنفس الیاف بسیار نازک آزبستی به وجود می آید. الیاف آزبست بسیار پایدار است، بنابراین به آسانی حل نمی شود و تا سالیان متمادی در بافت ریه باقی می ماند و به مرور زمان منتهی به ” فیبروز ” یعنی سفت شدن بافت ریه و تنگی نفس می شود. بیماری آزبستوس قابل علاج نیست ولی با جلوگیری از تنفس بیشتر گرد و غبار آزبستی می توان سرعت پیشرفت این بیماری را تا حدودی کند کرد.”این پزشک معتقد است:” علاوه بر آزبستوس و سرطان ریه، یکی دیگر از بیماری هایی که به دلیل تنفس گرد و غبار آزبست به وجود می آید، مزوتلیوم است. مزوتلیوم نوعی سرطان بدخیم است که فقط از طریق تماس و تنفس آزبست به وجود می آید …
1-در حالی که قانون عدم استفاده از آزبست در همه کارخانه ها و واحدهای صنعتی در سال 1379 در هیات دولت تصویب شد و بر اساس این قانون، استفاده از این عنصر بسیار خطرناک باید در کارخانه های کشور متوقف می شد، اما تاکنون فقط تعداد انگشت شماری در این باره اقدام کرده اند و… برگرفته از اینجا
Add comment ژانویه 23, 2010
هوا-جوان-آموزش -فقر.قصر.مقصر
پس از چندگاهي دستم به نوشتن رفته. خودم هم باورم نميشود كه اين پست چنين باشد كه مي نويسم !كمي شگفتي دارد و شايدهم … ، وهم اكنون(ساعت 19.43 دقيقه سه شنبه 29 دي كه روز هواي پاك! است) كه دارم اينها را مي نويسم، تو گويي كه يك برنامه زنده را به نوشتار در مي آورم .البته دارم خفه مي شوم از الودگي هواي ،نه خيابان فاطمي كه پیرامونشم وبيشتر روزهاي سال يكي از آلوده ترين خيابانهاي تهران و دنياست،بلكه از دود پرچگال و چنگارساز سيگار!
اكنون جواني به درون كافي نت آمد و يكراست رفت پيش مدير كافي نت كه جواني است كمي از او بزرگتر و روي بيني اش هم چسبي زده، به آرامي به مدير كافي نت مي گويد: “100 تومن بده مي خام برم سيگار بخرم ،هيچ پولي ندارم”و…
مدير كافي نت(به آرامي كه من نشنوم-اما من مي شنوم -چون كامپيوترم نيم متر بيشتر از او دور نيست) مي گويد:
اين آقا(يعني من) كه اينجاست ،چند دقيقه پيش -با گله مندي -بلند شد كه از كافي نت بره بيرون ،چون فكر ميكرد من دارم سيگار مي كشم، بعد بهش گفتم اين بوي سيگار از مغازه داران و اهالي اين پاساژ است كه بويش به كافي نت ما وارد ميشود و ما هم داريم اينجا خفه مي شويم.حالا تو مي خواي سيگار بكشي و…
جواني كه تو جيبش 100 تومن نيست .
هواي پاك-جوان پاك-انديشه پاك و پاكي هاي ديگر،كجاييد؟
Add comment ژانویه 19, 2010
کاری زیبا ازهنرمندان تاجیکستان در تئاتر شهر:نمایش رستم وسهراب، برگرفته از داستان ماندگار حکیم ابوالقاسم فردوسی
نمایش رستم و سهراب محصول کشور تاجیکستان به نویسندگی و کارگردانی سلطان عثمانف که از سوم آبان ماه درتالار قشقایی تئاتر شهر به صحنه رفته است در نخستین اجرای خود با اقبال تماشاگران رو به ر و شد .
به گزارش سایت خبری تئاتر شهر دراین نمایش بازیگران چون : قربان سوبیر ، کامران الدین میرزایف ، سلطان عثمانف ، رجبعلی گوسینف ، سهراب آبخونوف، عبد مومن شریف، سهراب عثمانف، ناظم ملیکف، ماه پیکر یورو وا ، زلفیا ازکوا به ایفای نقش می پردازند .
رستم وسهراب با الهام از داستان ماندگار حکیم ابوالقاسم فردوسی توسط عثمانف جهت اجرای صحنه ای طراحی شده است ، این نمایش که در بیست و هفتمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر نیز حضور داشت توانست عنوان بهترین نمایش شرکت کننده خارجی این جشنواره را به خود اختصاص دهد.
نمایش رستم و سهراب از سوم تا 12 آبان ماه همه روزه ساعت 19 و به مدت 90 در تالار قشقایی تئاتر شهر به صحنه می رود .
علاقه مندان به کسب اطلاعات بیشتر در مورد اجراهای مجموعه تئاتر شهر می توانند به آدرس اینترنتی www.teatreshahr.com و برای رزرو بلیت نمایش به آدرس اینترنتی www.gishehtheater.ir مراجعه کنند .
Add comment اکتبر 28, 2009
تهرانیها به داد ونک برسند
این روزها تابلویی در تنها گوشه(ضلع) دارای طبیعت و سرسبزی میدان ونک به چشم می خورد، تابلویی در گوشه شمال غربی میدان ونک که بر رویش نوشته شده:
نام پروژه:مرکز شهری ونک- کارفرما:شرکت سرمایه گذاری مدبر!-سرمایه گذار:شرکت سرمایه گذاری مدبرو…
سه گوشه(ضلع) میدان ونک را ساختمان ساخته اند و اگر دیرگاهی مردم ازهوا،سرسبزی، زیبایی و طبیعت آن بهره بسيار ولذت می بردند ،اما امروز دیگر از آن خبرها نيست و كاربري زمینش دگرگون شده و طبیعت و خاک و درختش را با آهن ، بتن و برج ،پاساژ و … جایگزین کرده اند.
تنها یک ضلع (گوشه )میدان ونک تا اندازه ای براي مردم و شهروندان و مسافران و توریست ها برجاي مانده است و مردم هم می توانند از سرسبزی و طبیعتش بهره ببرند و کمی از این همه تنش و سروصدا و دیدن سنگ و سختی و ماشین و ناهنجاری و..روحی تازه کنند وکمی از سختی و سنگيني بكاهد و در حالي كه به سه گوشه ونک چشم می دوزیم با ناباوری می بینیم که در انبوه ساختمان، آهن ، آجر ،مطب و کلینیک دکتر و بیماری غرق است و یک گوشه اش هم دادگستری و داروخانه و انبوه مرغهای بریان و لخت !به سیخ کشیده شده و سازه هایی که نه تنها آسمان می خراشد- که جان و روح را هم می خراشد.

این پروژه ، زنگ یک خطر بزرگ را برای تنفس و توسعه پایدار و حتی تاریخ و میراث فرهنگی و طبیعی ونک که قلب تپنده و گلوگاه شریان پایتخت ایران است را به نوا در آورده و نشان از مرگ دارد و نیستی و به رخ کشیدن و چیرگی پول و معامله و باز هم ساختمان و آهن و میله گرد و بتن و نابودی طبیعت.
بیاییم همه با هم از این فاجعه پیش گیری کنیم، هر جند ظاهرش ساختن مرکز شهری است و پروانه شهرداری و دیگر موافقت نامه ها و مجوز های قانونی را هم گرفته اند.اما حق تاریخ و آیندگان هم به دید آمده و چقدر می ارزد؟آیا تهران با کمبود مراکز شهری روبروست؟
ونک در حال خفه شدن است ،دست کم آن یک گوشه فضای باز و آزاد و پنجره را نبندیم که ارزشش هزار برابر بیش از مرکز شهری پیش بینی شده است.تهرانیها! ونک به کمک و یاری شما نیاز دارد.
آیا شورای شهر به میراث طبیعی و فرهنگی و آینده ونک ،وقلب تهران نمی اندیشد؟
و این عکسهایی که چند روز پیش از میدان ونک گرفتم(ماشین-مطب دکترها-آزمایشگاه-آپارتمان-سامسونگ-نوكيا-مجتمع قضایی-عینک فروشی-بازار-اتوبوس-سوپا-کلینیک-مرغ بریان-کباب ترکی-پیتزا-بوق-دود-آسفالت-تیربرق-کیوسک-فنس-جدول بتی و آدمای عصبی و 1001 چیز دیگر)
و اما هوای سالم و زیبایی و پارک و بوستان و درخت كجاست؟ ما راچه میشود؟اینجا ونک است






Add comment اکتبر 21, 2009
بهترین جای میدان ونک در آستانه نابودی-تهرانیها به داد ونک برسند
گاهی یک تابلو نقاشی از طبیعت، میلیاردها تومان ارزشگذاری میشود،چرا؟چشم انداز زیبا که بتوانی کوهستان یا طبیعتی را از دل شهر شلوغ و آلوده تهران ببینیم ،بهایش کمتر از یک تابلو نقاشی است؟پس چرا این تابلوهای بزرگ و طبیعی بسیار زندگی ساز(حیاتی)را نابود می کنیم؟
سه گوشه(ضلع) میدان ونک را ساختمان ساخته اند و اگر دیرگاهی مردم ازهوا،سرسبزی، زیبایی و طبیعت آن بهره بسيار ولذت می بردند ،اما امروز دیگر از آن خبرها نيست و كاربري زمینش دگرگون شده و طبیعت و خاک و درختش را با آهن ، بتن و برج ،پاساژ و … جایگزین کرده اند.
تنها یک ضلع (گوشه )میدان ونک تا اندازه ای براي مردم و شهروندان و مسافران و توریست ها برجاي مانده است و مردم هم می توانند از سرسبزی و طبیعتش بهره ببرند و کمی از این همه تنش و سروصدا و دیدن سنگ و سختی و ماشین و ناهنجاری و..روحی تازه کنند وکمی از سختی و سنگيني بكاهد و در حالي كه به سه گوشه ونک چشم می دوزیم با ناباوری می بینیم که در انبوه ساختمان، آهن ، آجر ،مطب و کلینیک دکتر و بیماری غرق است و یک گوشه اش هم دادگستری و داروخانه و انبوه مرغهای بریان و لخت !به سیخ کشیده شده و سازه هایی که نه تنها آسمان می خراشد- که جان و روح را هم می خراشد.

این روزها تابلویی در تنها گوشه دارای طبیعت و سرسبزی میدان ونک به چشم می خورد، تابلویی در گوشه شمال غربی میدان ونک که بر رویش نوشته شده:
نام پروژه:مرکز شهری ونک- کارفرما:شرکت سرمایه گذاری مدبر!-سرمایه گذار:شرکت سرمایه گذاری مدبرو…
این پروژه ، زنگ یک خطر بزرگ را برای تنفس و توسعه پایدار و حتی تاریخ و میراث فرهنگی و طبیعی ونک که قلب تپنده و گلوگاه شریان پایتخت ایران است را به نوا در آورده و نشان از مرگ دارد و نیستی و به رخ کشیدن و چیرگی پول و معامله و باز هم ساختمان و آهن و میله گرد و بتن و نابودی طبیعت.
بیاییم همه با هم از این فاجعه پیش گیری کنیم، هر جند ظاهرش ساختن مرکز شهری است و پروانه شهرداری و دیگر موافقت نامه ها و مجوز های قانونی را هم گرفته اند.اما حق تاریخ و آیندگان هم به دید آمده و چقدر می ارزد؟آیا تهران با کمبود مراکز شهری روبروست؟
ونک در حال خفه شدن است ،دست کم آن یک گوشه فضای باز و آزاد و پنجره را نبندیم که ارزشش هزار برابر بیش از مرکز شهری پیش بینی شده است.تهرانیها! ونک به کمک و یاری شما نیاز دارد.
آیا شورای شهر به میراث طبیعی و فرهنگی و آینده ونک ،وقلب تهران نمی اندیشد؟
و این عکسهایی که چند روز پیش از میدان ونک گرفتم(ماشین-مطب دکترها-آزمایشگاه-آپارتمان-سامسونگ-نوكيا-مجتمع قضایی-عینک فروشی-بازار-اتوبوس-سوپا-کلینیک-مرغ بریان-کباب ترکی-پیتزا-بوق-دود-آسفالت-تیربرق-کیوسک-فنس-جدول بتی و آدمای عصبی و 1001 چیز دیگر)
و اما هوای سالم و زیبایی و پارک و بوستان و درخت كجاست؟ ما راچه میشود؟اینجا ونک است






Add comment اکتبر 15, 2009
۲۰ مهر ،روز حافظ است و بر همگان گرامی و شاد باد،
ماه مهر، با مهر و دانش و مدرسه و دانشگاه پیوندی زیبا دارد .۲۰ مهر ،روز حافظ است و بر همگان گرامی و شاد باد، و براستی که ۲۰ شد،چرا که بهترین نمره برای دانش دوستان ۲۰ است و حافظ هم ۲۰ !اما ما چندیم؟ که به گفته دکتر رعدی آذرخشی :
حافظا! فردا به ری برگردم از شیراز تو /کاش پروازم شکوهی داشت چون پرواز تو
ما در این قرنیم و گوشی نشنود آواز ما/از فراز هفت قرن آید به گوش آواز تو
Add comment اکتبر 13, 2009
