تنوع يا تهوع زيستي!به دوستان برنخورد
مه 20, 2010 at 4:37 ب.ظ. 3 دیدگاه
من کتابی دیدم واژه هایش همه از جنس بلور/کاغذی دیدم از جنس بهار…سهراب
ميانه روي را خوش مي دارم و اين نوشته مرا خورده نگيريد كه گمان فرماييد به زياده روي مي گرايد.چنين نيست.چون ديدم امسال نامش biodiversity است كه برابر فارسي آن گوناگوني زيستي است و متاسفانه بيشتر جا ها و در كتابها ودرس و دانشگاه و…تنوع زيستي ديده ميشود و اكنون خواهم گفت چرا با هدف و فلسفه و ماهيت تنوع زيستي (!!)منافات و چالش دارد.
4-يك پرسش از شما، چرا اين اندازه براي نام خليج فارس حساسيم و نگران؟ و تخت جمشيد و پاسارگاد و ميراث فرهنگيمان را ارج مي نهيم و بيم جابجايي دو گونه ببر و پلنگ بین ایران و روسیه!و اين قرنطينه هاي گمرك و ورودي كشورها و استانها براي چيست؟و چرا براي زبان چنين ارزشي و جايگاهي نمي بينيم كه زبان، ماندگاري فرهنگ و هويت و بزرگي و افتخارو پيشينه كشورها را با خود دارد و…وبسيار چيزها، كه درين پست نمي گنجد و حساسيت و پالايش و نگهداري آن مانند نگهداري خاك وسرزمين و مرز كشور است . اما چرا بايد بگوييم گوناگوني زيستي و اين همه پافشاري براي چيست؟
3- biodiversity (گوناگوني زیستی). همه چیزهايي كه در پيرامون ما زندگی می کنند می باشد.گوناگوني زیستی ؛سرمایه طبیعی،انساني،فرهنگي ،علمي و اقتصادي يك سرزمين است که پشتیبانی از تمام زندگی ما و ماندگاري كره زمين را با خود دارد.
2-لنگه به لنگه بودن را هيچ كس نمي پسندد و همه ما دوستدارهارموني و معماري زيبا در همه جا هستيم از لباسي كه برتن ميكنيم تا رنگ و معماري و سازه هاي شهري و نمي دانم چرا به زبان كه ريشه و بنيادي ترين بخش زندگي كه مي رسيم بي سليقه و وارونيم!
گريه ام مي گيرد آنگاه كه نامهاي زيباي خود را به كناري مي نهيم و واژه هاي زشت كه معماري و نماي آن با زبان ما همخواني ندارد را بر زبان مي آوريم.واژه زيباي برگ را كنار مي گذاريم و مي گوييم صفحه! واژه زيباي پرسش را كنار مي گذاريم و مي گوييم سئوال و موال(!!) به جاي پاسخ هم جواب! واژه زيباي نخست را كنار مي گذاريم و مي گوييم اول .خورشيدي،شمسي-جا،مكان-پگاه،صبح-نام،اسم-پيش،قبل-همگان،عموم-دراز،طويل-پهن،وسيع-سفارش،توصيه-برابر،معادل-ميانگين،معدل-گزينش،انتخاب-اكنون،الان-گونه،نوع …
1-و يكيش هم همين تنوع كه انسان را به ياد واژه تهوع مي اندازد.مگر گوناگوني چه ايرادي دارد؟مگر نه ما با گونه ها سروكار داريم و مي گوييم اين گونه گياه و آن گونه جانور و…اكنون اين تنوع يا تهوع براي چيست؟به فرمايش حافظ:شمشاد خانه پرور ما از كه كمتر است
آنچه آمد تنها قطره اي بود از درياي آنچه ميشود از چرايي پاسداشت و نگهداري و پالايش زبان مادري گفت و اينكه واژه هايي كه 4 واج (حرف) پ-چ– ژ- گ در آنها ديده ميشود بسيار زيبا و با ارزش و بنيادين و ايراني هستند و مانند ميراث فرهنگي و سازه هاي كهن و باستاني و اشعار رودكي و فردوسي بايد نه تنها ارجشان بگذاريم، كه بدانها بباليم و عشق بورزيم و اين وازه ها را دوست داشته باشيم آري بايد واژه ها را دوست داشت …
من کتابی دیدم واژه هایش همه از جنس بلور/کاغذی دیدم از جنس بهار…
ورودی دستهبندی شده در: Uncategorized. برچسبها: .
3 دیدگاه مال خود را بیافزایید
پاسخی بگذارید
این نوشته را دنبالک کنید. | از راه آراِساِس در دیدگاهها مشترک شوید

1.
وب نگار | مه 30, 2010 در 9:23 ب.ظ.
سلام دوست عزیز
عالی بود و من هم موافقم – راستی به جای موافق چه واژه ای میشه گذاشت؟ همیشه پاینده باشی.
2.
حسن احمدپور | اوت 8, 2010 در 2:10 ب.ظ.
درود به دوست گرامی
به جای موافق عربی می توان از چند واژه بسیار زیبای پارسی بکار برد-مانند: همراه-همگام-هم رای- هم داستان و..
3.
عرفان فکری | اوت 14, 2010 در 5:27 ب.ظ.
با سلام و عرض ادب
با لیست شرکت کنندگان در پنجمین صعود قلم به روزم.
همیشه در اوج باشید.